الشيخ محمد علي الگرامي القمي
39
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
تعبيرهاى « احوط » و « اشكال » و « تأمل » در ميان فقها زياد است . مرحوم صدرالمتألهين شيرازى با آن عظمت و دقت و قدرت فهم در بحث شوق ماده به صورت مىگويد « من چون مواظب ادب نسبت به اساتيد علمى خويش كه شبيه پدران روحانى عقلانىام در عالم عقول مقدسه هستند مىباشم ، هرگز به خود اجازه نمىدهم در مسألهاى كه مثل ابن سينا كه خداوند در دو جهان عقلى و مثالى منزلتش را بزرگ داشته و درجات علم و عمل بلند مقامش گرداند ، به عجز خود اعتراف نموده است بخواهم اظهار كشف حقيقت كنم ، بلكه سكوت را ترجيح داده و من هم چون او اعتراف به عجز مىكردم گرچه براى من مطلب روشن است . . . » . « 1 » مرحوم صدرالمتألهين در جاى ديگرى مىفرمايد ابن سينا چندان گرفتار مشاغل مادى نبوده است و شگفت است كه هر وقت بحثهاى او از مرز امور عامه و احكام كليه گذشته و به تحقيقات وجودى مىرسد ذهن او كند مىشود و عاجز مىماند . « 2 » ولى اين عجزها و اعترافها هيچكدام نمىتوانند ارزش علمى را كه بر پايهى عقل بنا شده است پايمال كننده اينها دليل عدم غرور آنها و آزاد فكريشان است . 4 - عدهاى فلسفه و همهى مباحث عقلى را كه بر پايهى قياس و برهان است ، باطل و بىاساس مىدانند و راه تحقيقات قياسى را بيراهه مىشمارند . برتراندراسل انگليسى با اين كه مختصر عقيدهاى به فلسفه دارد و در پاسخ سؤال « وايت » دربارهى فايده فلسفه مىگويد : « فلسفه دو فائده دارد 1 - زنده نگه داشتن تحقيقات دربارهى چيزهايى كه هنوز به
--> ( 1 ) - / اسفار ، ج 2 ، ص 235 ( 2 ) - / همان ، ج 9 ، ص 109